یکشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۴


اعتراض رسمی سعودی به ایران
آذر30- مرتضي محسني - اختصاصي روز، يک هفته بعد از گزارش هيجان انگيز احمدی نژاد به هيات دولت. عدم رعايت اصول تشريفاتي وديپلماتيك از سوي احمدي نژاد رييس جمهور ايران در جريان برگزاري نشست سازمان كنفرانس اسلامي، مورد انتقاد دولت پادشاهي عربستان سعودي قرار گرفت
اين انتقاد كه طي نامه اي اعتراض آميز به سفارت ايران در اين كشور اعلام شده، تاكيد دارد كه از نظر ملك عبدالله پادشاه عربستان تشريفات ديپلماتيك به عنوان آداب سياسي، از سوي احمدي نژاد مورد احترام ورعايت قرار نگرفته است
گفته مي شود مقامات عربستاني كه نامه وزارت خارجه اين كشور را به سفارت ايران داده اند، تلويحاً خواستار آن شده اند كه مقامات ايراني پيش از سفر به اين كشور، با هاشمي رفسنجاني مشورت كرده و در جريان آداب ديپلماتيك قرار گيرند.
خبرنگار روز موفق به کسب خبر دقيقي در اين مورد نشد كه انتقاد عربستان به كدام رفتار احمدي نژاد اشاره داشته است. اما امکان دارد يکي از دلايل اين اعتراض آن باشد که احمدي نژاد بدون هماهنگي با مقامات عربستان - كه به احتمال زياد به عنوان سفر تشريفاتي اين گونه سفرها رابراي روساي جمهوري كشورها تدارك مي بينند - انجام شده و نوعي بي اعتنايي به آداب ديپلماتيك به حساب آمده است.
رييس جمهور به دنبال سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران، سفرخود به مدينه را لغو كرد و به تهران بازگشت در حالي كه وي پس از بازگشت كار ويژه اي را در ارتباط با سقوط هواپيما انجام نداده وتنها از پي گيري سانحه سقوط هواپيما در دولت خبر داد؛ كاري كه نتيجه مشخصي نيز از آن حاصل نشده است.
از سوي ديگر، سخنان اخير زاهدي وزير علوم در مورد نحوه حضور احمدي نژاد در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامي در جمع بسيجيان دانشگاه ها نيز، حاكي از تصورات نامتعارف احمدي نژاد در جريان اين كنفرانس است كه ممکن است برخوردهاي ناشي از چنين تصوراتي، به نوبه خود سبب رنجش پادشاه عربستان را فراهم آورده باشد.
هفته گذشته وزير علوم جريان سفر رييس جمهور به سعودی را از زبان احمدی نژاد، در جمع بسيجی های دانشگاهی چنين بيان کرده بود:
"... چون زمزمه‌هايي بود كه هدف‌هايي پشت پرده‌ي كنفرانس بوده از جمله به نوعي بيانگر به رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس از سوي كشورهاي اسلامي. اين توطئه‌ي بسيار بزرگي است عليه كشورهاي اسلامي. گفتند ما براي جلسه‌ي افتتاحيه به آنجا رفته بوديم، همه در يك سالن بيرون جلسه نشسته بوديم و بعد اعلام شد كه به داخل جلسه برويم، بعضي‌ها بلند شدند و سريع به سر جايشان رفتند، بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چيزي نبود - ما كه بلند شديم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اينكه برنامه ريزي شده بود - اينها واقعا عنايات الهي است - كه جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري تلقي شود كه من و پادشاه عربستان داريم افتتاح مي‌كنيم، با هم وارد سالن شديم، تمام تلويزيون‌ها دارند نشان مي‌دهند، به افتخار ما دست مي‌زنند و گفت ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد، گفت جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري شروع شد. بعد يك جلسه‌ي شام بود (البته من عذرخواهي مي‌كنم كه نمي‌توانم بعضي چيزها را بگويم)، همه‌ي سران نشسته بودند، گفت ما هم با سران يكي از كشورها در گوشه‌اي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد، ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال، ساعت 10 شب بود، يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، بريم بر سر ميز شام، ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم، ديديم ايشان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه‌اي صحبت كنيم، حالا همه‌ي سران نشسته‌اند آنجه، يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا، تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند، ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانه‌اي بزنيم، مي‌گفت اين اصلا براي همه‌ي مهمان‌ها عجيب بود، مي‌گفت من اينها را فضل الهي مي‌ديدم، به خصوص صدا و سيماي عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران مي‌داد و حتي صحنه‌هاي ورود را خيلي پوشش نمي‌داد، اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته بوديم كل تبليغات براي ايران شروع شد، كه ايران اين طور است و آن طور است، گفت جالب بود كه بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش ما مي‌آيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم، اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه با آنها حرف بزنيم، اين خيلي مهم است. بعد مي‌گفت وقتي سخنراني ما تمام شد، يك موجي از شادي در بين تمام روساي كشورها ايجاد شد، حالا اسم نمي‌برم، ايشان در جلسه اسم بردند، حتي بعضي‌ها را اسم بردند كه خدا مي‌داند اصلا آدم باورش نمي‌شود، اينها آمده‌اند پيش من و گفتند كه خدا خيرت بدهد، تو آبروي ما مسلمان‌ها را خريدي، تو هويت دادي به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدي، حتي آنها كه بر حسب ظاهر با امريكا رابطه دارند. از چند تا كشورها اسم بردند كه وقتي همراهان آن كشورها وقتي رهبر آن كشور حرف مي‌زدند، خودشان هم كفي نمي‌زدند، مي‌گفت وقتي كه ما صحبت كرديم، همه مشت‌ها گره كرده، حالت هم مرگ بر امريكا و هم درود بر شما..."

شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۴



سازندگان شبهای برره پاسخ می دهند

این روزها مطالب مختلفی در مطبوعات و درباره طنز تلویزیونی «شب های برره »به چاپ رسیده که در بعضی از این مطالب انتقاداتی از این برنامه شده است.عدهای از بینندگان شریف سیما نیز طی تتماس های تلفنی با روابط عمومی سازمان صداو سیما و شبکه سوم نظرات خود را درباره این برنامه اعلام کرده اند.
بررسی مجموعه نظراتی که درباره این برنامه ابراز شده نشان می دهد که منتقدان این مجموعه دو دسته اند . عدهای دلسوزانه و از روی حسن نیت و به قصد اصلا حو خیر خواهانه نسبت به وجود برخی کاستی ها و ضعف ها و احیاناً بد آموزی های این برنامه ابراز نگرانی کرده اند و عده ای دیگر به نظر می رسد که حدود انصاف را در نوریده در مسیر تخریب رسانه سیما و دست اندرکاران این برنامه گام برداشته اند ونقادی های آنها متاسفانه علمی و کارشناسانه نمی باشد اما روی سخن ما با جماعت اول است و برای رفع نگرانی ایشان باید به نکاتی اشاره کنیم که به عنوان اشکالات برنامه انعکاس یافته است البته شاید با کمی دقت بیشتر در برنام های پخش شده از این مجموعه دغدغه خاطری برای آنها باقی نمی ماند.
اولاً بیان تمثیلی که در این مجموعه بکار رفته تا حدی در این که بیننده به بعضی از ظرائف و نکات مورد نظر گروه سازنده 0(اقلا در قسمت هایی که تا کنون پخش شده ) پی نبرد بی تاثیر نبوده است که امیدواریم در ادامه مجموعه بتوان این نقیصه را جبران کرد .
ثانیا ًاگر میخواستیم با نگاهی ایجابی رفتار صحیح انسانی و اجتماعی را تبلیغ و ترویج کنیم و به عبارتی بیننده را نصیحت کنیم قطعاً به دام شعارزدگی می افتادیم و با تبلیغ مستقیم که مطبوع طبع بیننده هوشیار و فهیم طنز تلویزیونی نیست، از مقصود خود باز می مانیم.
پس بر آن شدیم تا با رویکردی سلبی به هجو عادات و اخلاق ناپسند فردی و اجتماعی و نقد روابط سوء و ناهنجاری های جامعه بپردازیم تا از این راه رسالت خود را در تولید محصولی پیام دار و متناسب با اهداف رسانه ملی انجام دهیم . اگرچه هنوز در ابتدای راه هستیم و قسمتهایی از برنامه که تا کنون تولید و پخش شدهاند حدود یک پنجم کل مجموعه را شامل می شوند ، اما به پشتوانه نفکر و تحقیق و بحث های کارشناسانه و حمایت ها و هدایت های مادی و معنوی سازمان صدا وسیما و مدیران شبکه و به اتکای همکاری و همراهی گروهی منسجم و کارآزموده توانسته ایم حجم قابل توجهی از مفاهیم ارزشمند و آموزه های اخلاقی مورد نیاز جامعه را در این مجموعه مطرح کنیم که در ذیل فهرست وار به آنها اشاره می کنیم:
· تقبیح چاپلوسی و تملق گویی که متاسفانه در جامعه ما رواج یافته است از طریق خلق شخصیت « جان نثار » که جز پاچه خواری هنر دیگری ندارد و موجب بیزاری بیننده از این عادت زشت می شود .
· تقبیح غیبت و بد گویی که متاسفانه نقل بعضی از مجالس و محافل ما شده و از طریق تشبیه آن به مراسم « نخودچی خوران » کوشیده ایم تا تنفر بیننده را نسبت به این گناه و عمل ناپسند برانگیزیم .
· نهی از دورویی و دوگانگی در رفتار و در روابط اجتماعی که استفاده از «افعال معکوس» تمثیل این معنا است.
· نفی سود جویی و منفعت طلبی و کسب درآمدهای حرام و نا مشروع که انگیزهت عمل به ارتشاء و اختلاس است و اشاره به زشتی این معنا که « همه چیز قابل معامله با پول است » .
· تاکید بر لزوم کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط و دست و پاگیری که هیچ تناسبی با موازین شرعی سنتهای اسلامی ندارد از جمله سختگیریهای بی مورد در ازدواج.
· نفی برخی باورهای غلط مثل بسته شدن دختر عمو و پسر عمو در آسمان که متاسفانه در برخی از مناطق کشور رواج دارد.
· طرح مشکلات ناشی از ازدواج تحمیلی به عنوان یک رفتار غیر اسلامی .
· ذم تحمل ناپذیری و پرخاشگری و توسل به زور در تعاملات اجتماعی از طریق دعواهای بی مورد و کسانی که با کوچکترین مخالفتی با یکدیگر دست به یقه می شوند.
ثالثا در انتخاب جغرافیای برره ، دکورها ، لباسها و گویش این مردم نهایت سعی خود را کرده ایم که به هیچ یک از مناطق ایران شبیه نباشد تا مبادا شائبه توهین به قوم خاص، زبان و لهجه خاص ، یا بخشی از سرزمین پهناور ایران را به وجود بیاورد. حتی دقت کرده ایم تا بحث شهری و روستایی مطرح نشود و این که در بعضی از انتقادات به تمسخر روستاییان متهم شده ایم و در برخی دیگر به توهین شهریها نشان می دهد که واقعا قصد تحقیر و توهین به هیچ یک از این اقشار را نداشته ایم و به مقصود و منظور خود از ایجاد ناکجاآبادی انتزاعی نزدیک شده ایم . البته در این میان به موفقیت دیگری نیز نائل آمده ایم که همان ایجاد اشمئزاز و تنفر در بیننده نسبت به رفتارهای غلط برره ای هاست که در اعتراض اهالی مناطق مختلفی از کشور به تشابهات اتفاقی ناشی از برخی اسمها دیده می شود.
رابعا از وارد شدن لطمه به زبان فارسی به عنوان یکی از عیب های برنامه سخن به میان آمده است که باید بپرسیم آیا لهجه های مختلفی که در ایران وجود دارند . تا کنون لطمه ای به این زبان زده اند؟ اگر جواب منفی است پس لهجه بازیگران این مجموعه نیز صدمه ای به این زبان وارد نخواهد کرد . ضمن اینکه تاثیر اصطلاحات و تکیه کلامهای مجموعه های طنز تلویزیونی معمولا مقطعی است و به همان سرعتی که در بین بینندگان جا می افتد و شایع می شود به همان سرعت نیز از خاطره ها محو می گردد. اما نکته مهمی که در این باره می توان گفت این است که زبان فارسی به دلیل غنای فرهنگی و غلبه ذاتی خود در طول تاریخ نه تنها تحت تاثیر لهجه ها و حتی زبان های دیگر قرار نگرفته بلکه بر بسیاری از این زبانها تاثیر گذار بوده است. در کشور همسایه مان افغانستان با وجودی که اکثریت با پشتون هاست اما مردم افغان یا فارسی زبانند و یا دو زبانه و حتی پشتونهای این کشور نیز بلدند و این نشان از نفوذ زبان فارسی دارد. در برخی از ایرادات به این برنامه از هزینه ملیاردی کار سخن رفته است که برای هر گونه سوء تفاهم در این باره باید گفت هزینه ساخت این برنامه دقیقه ای صد و شانزده هزار تومان است که با احتساب نود برنامه چهل دقیقه ای رقم کل هزینه ساخت برنامه نصف آنچه که در مطبوعات آمده هم نمی شود که با توجه به سختی کار و تعدد بازیگران و مخارج سنگین دکور و اجاره مکان فیلم برداری که باغی به مساحت چهل هزار متر است شاید ارزانترین سریالهای تلویزیونی است.
اما ادخال سرور در قلب مومن و ایجاد ابتهاج خاطر و نشاندن تبسم بر لبان بیننده اولین هدفی است که دست اندرکاران این مجموعه دنبال می کنند که اگر هیچ یک از نکاتی که ذکر شد نیز در لین برنامه وجود نداشت همین ایجاد نشاط و شادی و سرور در مخاطب به عنوان دلیل تولید و پخش این مجموعه کفایت می کند.
در خاتمه از خداوند توفیق خدمت در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و ایرانی را طلب می کنیم و از راهنماییهای بینندگان سیما که همواره ما را در بهبود کیفیت برنامه سازی یاری کرده اند استقبال می کنیم.ذ-26/7


والعاقبة للمتقین
سازندگان مجموعه « شبهای برره » - گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما

یکشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۴

Paradox of Our Times
مغايرتهای زمان ما

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر

we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness
متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often
چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم

We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years
زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints
ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم

We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم

We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice
فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less
بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم

We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals
عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships
اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes
فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده

That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion
بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است

Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
در جستجو دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد

Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love
زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است

Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it
از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد

Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days”
عباراتی مانند ”يکی از اين روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه ای را که قصد داشتيم ”يکی از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم

Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life
بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد

Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last
هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد

If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it !
اگر شما آنقدر گرفتاريد که وقت نداريد اين پيغام را برای کسانيکه دوست داريد بفرستيد، و به خودتان مي گوييد که ”يکی از اين روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنيد ... ”يکی از اين روزها“ ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بفرستيد!

سه‌شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۴


اعتراض برخي از اعضاي ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد به قوم وخويش سالاري
«باجناق آقاي زريبافان، برادرزاده باجناق ،داماد ،داماد باجناق ديگر ،شوهر عمه داماد ، پسر عمه پدر داماد زريبافان و...

خبرگزاري انتخاب : اعتراض به انتصابات اخير هر روز ابعاد وسيع تري مي يابد . اينك خبر مي رسد برخي از اعضاي ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد به قوم وخويش سالاري اعتراض كرده اند : مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان ) 2. سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)3.عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )...

۱۵ آبان ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۴۲ , ۱۸ خبرگزاري انتخاب
به دعوت دكتر محمود احمدي نژاد، اعضاي فعال، مركزي و استانهاي ستاد انتخاباتي وي، 8 آبان (25 رمضان) در مسجد سلمان فارسي گردهم آمده بودند تا هم انديشي داشته باشند كه با اعتراضات مختلف احمدي نژاد مواجه شد.به گزارش "عارف نيوز" پايان اين جلسه نامه اي با امضاي برخي از فعالين ستادي احمدي نژاد در دوران انتخابات، به وي ارايه شد وليكن به دليل عدم واكنش بعدي احمدي نژاد، برخي مدعي شده اند كه اين نامه توسط احمدي نژاد خوانده نشده است. چرا كه براساس برنامه دفتر رييس جمهور، تمامي نامه ها پيش از ملاحظه احمدي نژاد، توسط مسعود زريبافان و مجتبي هاشمي ثمره، خوانده شده و سپس تعدادي از آن پاسخ داده شده، تعدادي به بايگاني، تعدادي به خردكن و تعدادي هم جهت ملاحظه رييس جمهور، در كارتابل وي قرار مي گيرد. كه نامه مذكور احتمالاً به خردكن سپرده شده است. بسمه تعاليجناب آقاي احمدي نژاد رييس جمهور ايران اسلامي باسلامضمن آرزوي قبولي طاعات و آرزوي موفقيت مواردي را خواستيم يادآوري كنيم به عنوان دلسوزان شما:مردم ايران بسيار باهوش و فوق العاده صبورند، و با هيچ كس عقد اخوت نبسته اند و به موقع جواب خود را مي دهند و لذا نبايد سكوت مردم را به معناي حمايت گرفت اين تذكر جدي است خواهشمند است دنبال كنيد. الف ـ فاميل سالاري و تبارگراييمهندس زريبافان ( دبير هيات دولت و عضو شوراي شهر )مگر خبر ندارند بزرگان نظام مخالف حضور شوراي شهر در دولت هستند. مردم كاري ندارند كه شوراي شهر شغل است يا نه، مردم مي گويند اينها دو تا شغل دارند و بچه هاي ما بيكارند.مهندس زريبافان:1. مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان ) حرف و حديث ها در مورد ايشان بسيار زياد است از نظر زندگي و مشاوريني كه دارد مانند دكتر گودرزي2. سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)3. عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )4. ناظمي اردكاني : وزير تعاون ( شوهر عمه داماد زريبافان )5. دانش جعفري : وزير اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زريبافان )6. نوحي نژاد : دنبال گرفتن صندوق بازنشستگي، در شهرداري هم منطقه 2 مسئولين گرفته (داماد باجناق ديگر زريبافان )مهندس هاشمي ثمره 1. مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو ( برادر هاشمي ثمره )2. خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور ( همسر برادر هاشمي ثمره )3. عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع ( برادر هاشمي ثمره )4. آقاي موسي پور : معاون پارلماني وزير كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )5. علي جنتي : معاون سياسي وزير كشور ( پسر آيت الله جنتي ) ( دو دوره براي آقاي هاشمي كار مي كردند )آقاي دكتر :ب ـ آقاي زريبافان نمي گذارد دولت سخنگو انتخاب كند . ج ـ نقش ثمره هاشمي در دولت احمدي نژاد همان نقش ابطحي است در دولت خاتمي و در بين اطرافيان رييس جمهور معروف به ابطحي مؤمن است. د ـ آقاي زريبافان و هاشمي ثمره با هم تقسيم كار كرده اند كه شما را اداره كنند آقاي دكتر آيا اين بود تعهد شما ! آقاي دكتر شما مديون هستيد به شعارهاي خود عمل كنيد.
والعاقبه للمتقين
برخي از فعالين ستاد انتخابات جنابعالي در دوران انتخابات

دوشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۴



جان مریم ‌چشمات ووا کن سری بالا کن در اومد خورشید
شد هوا سفید وقت اون رسید بریم به صحرا
وای نازنین مریم وای نازنین مریم

جان مریم چشمات ووا کن من و صدا کن بشیم روونه
بریم از خوونه شوونه به شوونه به یاد اوون روزها
وای نازنین مریم وای نازنین مریم

باز دوباره صبح شد من هنوز بیدارم
ای کاش می خوابیدم تو رو خواب میدیدم
خوشه ی غم تووی دلم زده جوونه دونه به دوونه
دل نمیدونه چه کنه با این غم
وای نازنین مریم وای نازنین مریم


بیا رسید وقت درو مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم درو کنیم گندم هارو

بیا رسید وقت درو مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم درو کنیم گندم هارو
بیا نازنین مریم
پندي از بودا
از بودا پرسيدند : تو و شاگردانت چه می کنيد؟و او پاسخ داد : می نشينيم ، راه می رويم و غذا می خوريم .پرسشگر گفت : اما آقا ! هر کسی می نشيند ، راه می رود و غذا می خورد ..!بودا در پاسخ گفت : وقتی ما می نشينيم ، می دانيم که نشسته ايم ، وقتی راه می رويم ، می دانيم که راه می رويم و وقتی غذا می خوريم ، می دانيم که غذا می خوريم
تنها همان زمان که ميدانيم آرامش و سعادت در اينجا ودر لحظه حال وجود دارد ‌؛ می توان آرام گرفت

یکشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۴









عكس هايي از روستاي برره

کوچه های «دنج» تهران

کوچه های تهران (TehranAvenue) : نام یک "سکو"یی است که چند نفر در اینترنت برای خودشان راه انداخته اند. "سکو" اصطلاحی است که خود اینها به جای کلمه "سایت" به کار برده اند. برای من قبل از هر چیزی، طراحی صفحه اش "جالب" بود: جلب کننده نظر و نه حتما "جذاب". این نوع طراحی را قبلا در سایتهای فرانسوی زیاد دیده بودم.

البته این سایت یا "سکو" خیلی هم ایرانی و فارسی نیست. صفحه اصلی و عناوین این "سکو" همگی به انگلیسی است و برای دیدن متن فارسی، در بالای هر صفحه، گزینه "به فارسی بخوانیم" وجود دارد که با کلیک آن، بدون تغییر آدرس صفحه، متن تبدیل به فارسی می شود. موضوعاتی که سایت به آن می پردازد بیشتر مربوط به مسائل مختلف شهر تهران است و در کنار آن به سینما، موسیقی، ادبیات، عکس و نقاشی هم توجه ویژه کرده است.
اینها را گفتم تا رفقای "دنج" نشین را به بهره گیری از چهار ویژگی بارز این سکو دعوت کرده باشم:(1) دو زبانه بودن اکثر متون (2) طراحی ظاهری سایت(3) چگونگی ترتیب مقالات و متون در صفحه اول (که باید ما حسب نیاز خودمان تغییر بدهیم)(4) استفاده از فلش های ساده و کوتاه(این را حتما ببینید)

چهارشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۴


به اين اسلام «آقازده»، رسما كافرم
رضا اميرخاني



سال هشتاد بود به گمانم، يا هشتاد و يك؛ آن‌زمان‌ها «آقا» كمتر به خواب مردم مي‌آمد. براي همين وقتي در جلسه سياست‌گذاري... گفتند مي‌خواهيم راجع به هنر موعود حرف بزنيم، موعود را مقابل موجود گرفتم و عنان سخنراني را گرفتم و... كه يك‌هو جماعت نچ نچ كردند كه نه! بحث بر سر هنر است در زمان حكومت موعود... و من عوام پقي زدم زير خنده كه كلي بخت يارمان است، اگر او كه مي‌آيد از دم تيغ نگذراندمان. اصلا از كجا معلوم كه در حكومت موعود من و تو باشيم و اگر باشيم از كجا معلوم كه طرف صالحان باشيم و اگر باشيم از كجا معلوم كه وظيفه‌مان فرهنگي باشد و اگر باشد از كجا معلوم كه سياست‌گذار... و آن زمان ديگر در آن جلسه راهمان ندادند، و اين براي من تا مدتي دست‌مايه مزاح بود اما بسياري از آن حضرات بعدتر مناصب فرهنگي و هنري را اشغال كردند...
****
پريشب مهندس زنگ زده بود و مي‌گفت: رضا جان! خود آقا به خواب بچه‌ها آمده‌اند و سفارش كرده‌اند كه گاري ـ همين سواري زير پايت ـ را رد كني به صادق، از دم قسط!! خنديدم. من هم جواب دادم: اتفاقا خود آقا دوباره به خواب بچه‌ها آمده‌اند و توضيح داده‌اند كه آن شب عصباني بوده‌اند و نقدي باشد احوط است!هر دو گوشه چشمي داشتيم به بي‌پروايي عوام‌فريبانه‌اي كه اين روزگار بدجوري رونق پيدا كرده است.سال‌ها پيش «قيصر» كيميايي در جايي از اين ديالوگ به طنز استفاده كرده بود و اهل ديانت را آزار داده بود، اما امروز بعضي اهل ديانت گويا خود به اين متد جديد قيصري دست يافته‌اند!
****
آقايي كه اين گونه باشد،... حكما شب‌ها هم به خواب مردمان مي‌آيد و از فلان كانديدا حمايت مي‌كند و بعدتر يحتمل در انتخاب وزرا هم نظر مي‌دهد و از آنجايي كه مجلس را تاييد كرده است پس از طرح تثبيت قيمت بنزين هم دفاع مي‌كند و...
****
كذب الوقّاتون!
****
شنيده بودم كه راه‌هاي رسيدن به پروردگار به عدد آدميان است، اما امروز بايد اضافه كرد كه گويا به عدد بعضي نيز امام زمان داريم! مثلا يك جنس، در جلسات خانم‌جلسه‌اي‌ها ظهور مي‌كند و نوري مي‌پاشد و فقط بعضي آن را مي‌بينند و... يك جنس ديگر از امام زمان‌ها هستند كه كار سياسي مي‌كنند. يعني وقتي حتي با عقل ناقص هم مي‌توان فهميد كه مثلا رهبر چرا از اظهار نظر مستقيم خودداري مي‌كند، و مي‌شود فهميد كه اين عدم اظهار نظر مستقيم چقدر براي حفظ اعتقادات مردم مفيد است، اين جنس امام زمان از فلان كانديدا حمايت مي‌كند و...يك جنس ديگر هست كه فقط اهل ارتباطات‌ است و كمك مي‌كند به بعضي از اقطاب كه پيشگويي كنند و داوري كنند و مريد جمع كنند و... دوست بزرگوار ما، فيلمنامه‌نويس و اهل معنا كه خود عالم‌زاده است و اهل بخيه، يك‌بار شرف‌ياب شده بود خدمت يكي از همين مرتبطان با آقا كه اتفاقا كلي هم مريد هنرمند دارد. حضرت قطب يك دستش را عمودي نگه داشته بوده و دست ديگرش را افقي! بعد دست افقي خورده بود به دست عمودي! مَرَده پچ‌پچ كرده بوده‌اند كه «يازده سپتامبر!» حضرت قطب فرموده بود: «بله! من اين صحنه را ماه‌ها پيش ديده بودم، همين جوري!» و هاشم‌زاده عزيز جوابش داده بود كه: «خب، مي‌گرفتي جلوش را حضرت استاد!!!»و دانشجويان پزشكي كه در بيمارستان اعصاب و روان «روزبه» كارآموزي گذرانده باشند، خوب مي‌دانند كه در جامعه مذهبي ما يك بخش از روزبه را متوهمان ارتباط با آقا اشغال كرده‌اند...
****
من به اين اسلام آقازده قشري رسما كافرم! سال‌ها شاگردي مجتهدي را كرده‌ام اهل معنا كه مرحوم پدرش ـ اعلي‌الله مقامه ـ نيز از بزرگان شريعت و طريقت بود. در محضر ايشان بسياري از افراد ظاهر‌الصلاح را ديده‌ام كه توهم ارتباط با آقا داشته‌اند. آخري‌شان يكي بود كه از شيراز آمده بود و مي‌گفت آقا مرا فرستاده‌اند خدمت شما! بعد از يكي دو هفته هم معلوم شده بود كه آقا از اجنه اهل حال بوده‌اند و اين آدم ساده‌لوح را سر كار گذاشته بوده‌اند!
****
مهندس چند وقت پيش به مزاح مي‌گفت كه اصلا خميني خود امام زمان بود. ظهور كرد و كارها را پيش برد و... اما بعد از دست اين دور و بري‌ها چنان شاكي شد كه گفت مي‌روم و هزار سال ديگر برمي‌گردم!اين مزاح بود، اما بگذار به صراحت بگويم كه در اوان انقلاب اگر امام چنين ادعايي مي‌كرد، اين ادعا مسموع بود نزد بسياري از مردم. كساني كه نفوذ امام را درك كرده باشند مي‌دانند كه او چنان قدرت معنوي داشت كه نيابت امام زمان جامه‌اي بود به اندازه قامتش. و قطعا وقتي دور و بر ما نيز مملو است از كرامات امام، دور و بر خود او فضاي مناسبي بود تا بسياري از تشرف او بگويند خدمت مولايش يا از ساير كرامات امام.حتي يك نمونه نيز از اين كرامات دست كم در زمان حيات امام از ايشان نقل نشد. امام ـ به لحن خودش ـ توي دهن كسي مي‌زد كه عقل را تعطيل كند و اين‌گونه بخواهد حجت بتراشد...

دوشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۴

آفتاب: محمود احمدی نژاد بدنبال سخنان حیرت آور کلهر، مشاور فرهنگی خود که اعتراض شدید نمایندگان اصولگرا در مجلس را به دنبال داشت وی را از سمت مشاورت خود عزل كرد. کلهر در جریان مصاحبه با یک شبکه ماهواره ای با اعلام برخی برنامه های احمدی نژاد و نیز نقل برخی سیاست های فرهنگی از قول وی چون آزادی خوانندگی زنان، آزادی ماهواره ، نوه و رنگ پوشش و ... باعث شده بود خشم هواداران اصولگرای شهردار تهران برانگیخته شود، علیرغم آن که در این مصاحبه اعلام کرده بود نظرات وی نظرات شخص احمدی نژاد است ، به فاصله کوتاهی مجبور به تکذیب سخنان خود شده و آن ها را نظرات شخصی خوانده بود. برکناری کلهر به گفته منابع مطلع تحت تاثیر فشارهای وارد آمده از سوی جناح اصولگرا بر احمدی نژاد صورت گرفته است.

شنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۴



خوانندگان لس آنجلسي هم بيايند
هفت تیر ۱۳۸۴

مشاور احمدی نژاد از ترانه خوانان لوس آنجلس، مد لباس دخترها،ماهواره، و بگير و ببند روزنامه ها می گويد
آرشيو رسانه ها شاید بهترين پاسخ باشد برای سئوالی که اکثريت ملت ايران سه روز است از خود می پرسد. با بررسی اين آرشيو می توان دریافت که فاصله ده ميليونی آرای احمدی نژاد در مهلت يک هفته ای بين مرحله اول و دوم از کجا آمده است. از همين پاسخ می توان فهمید که چطور دو قطب کاملا مختلف [جوانان طبقه متوسط شهری و ناراضی، همراه با کسانی که آيت الله مصباح به آن ها تکليف شرعی کرده بود] برای برپا داشتن حکومت اسلامی به يک فرد واحد رای داده اند.
حامد يوسفی در روزنامه شرق نوشته است: نگران نباشيد! بله، پيام اصلى گفت وگوى آقاى كلهر (همان مشاور آقاى احمدى نژاد كه در گفت وگوى خبرى شبكه دو هم با آقاى مرعشى مناظره كرد) با تلويزيون ماهواره اى مهاجر همين بود كه «اى اهل فرهنگ، نگران نباشيد! ما براى وصل كردن آمديم.» ايشان صراحتاً اعلام كردند كه در دوران وزارت خاتمى حاضر به پذيرش مسئوليت مديريتى بوده‌اند، در زمان آقاى لاريجانى هم در وزارت ارشاد مانده‌اند اما كار كه به ميرسليم كشيده خودشان را كشيده‌اند كنار و گفته‌اند ما ديگر نيستيم. گله كردند از صداوسيما كه براساس قانونى كه معلوم نيست از كجا آمده تصوير سازهاى موسيقى را در تلويزيون نشان نمىدهد درحالى كه در زمان ايشان تلويزيون دهه شصت اركستر سمفونيك را با سازهايش نمايش مى داده است. نام آوردند از داريوش مهرجويى و گفتند چرا مهرجويى بايد سانسور شود، ارشاد و مميزان ارشاد چه حقى دارند آثار هنرمندان حرفه اى را سانسور كنند. باز نام آوردند از جليل شهناز و پرويز ياحقى و اين كه ما بايد در هر شهرستان سالن موسيقى و تئاتر داشته باشيم و كسى نبايد جلوى هنر و هنرمند را بگيرد. خودشان را _ در حالى كه دائم تأكيد مى كردند ديدگاه شان مشابه ديدگاه احمدى نژاد است و اصلاً نماينده ايشان هستند _ «ليبرال» معرفى كردند و گفتند مطبوعات همه بايد آزاد باشند و هيچ كس نبايد نشريه اى را تعطيل كند. جناب آقاى كلهر در شرايطى با تلويزيون ماهواره اى مهاجر (MITV) مصاحبه مى كردند كه بحث هاى بسيارى بر سر مجوز فعاليت اين تلويزيون خصوصى مستقر در آلمان در داخل كشور وجود دارد و حتى چندى پيش دفتر اين تلويزيون در تهران پلمب شد. اين مصاحبه پريروز به صورت زنده و تلويزيونى از تلويزيون مهاجر براى هم وطنانى كه ماهواره دارند پخش شد و ديروز اين تلويزيون مصاحبه را در بخش هاى متعدد تكرار كرد. مردم سئوالات شان را فاكس مى كردند و مجرى براى مشاور آقاى احمدى نژاد مى خواند و ايشان از پشت تلفن جواب مى دادند.
مصاحبه با مشاور فرهنگی
آن چه می خوانيد بخش هائی از مصاحبه ای است که شرق بدان اشاره کرده است. مصاحبه ی سه ساعته ای در شبکه ی جهانی مهاجر٬ MITV ٬ سوالات را آقای آرپناهی ٬ مدیر شبکه٬ مطرح کرد و مهدی کلهر پاسخ داد. صاحب وب لاگ من ايرانيم که متن اين مصاحبه را پياده کرده در ابتدای آن نوشته هیچ اظهار نظری در مورد مصاحبه نمی کنم. حتی علامت تعجب هم نمی‌گذارم که معلوم شود آن جای صحبت کلهر برایم غیر مترقبه بوده. من فقط می‌خواهم نظرتان را بدانم.
خیلی متشکرم که فرصتتون رو در اختیار من قرار دادید جناب کلهر. خیلی ها این چند روز زنگ می‌زدند و اظهار نگرانی می کردند از این که دولت آقای احمدی نژاد قرار است در در حریم خصوصی افراد دخالت کند و مثلا در خیابان پرده بکشند و دختر پسرها جدا شوند. نظر شما را می‌خواستم بدانم.- من از همه ی کسانی که به این شایعات دامن زدند تعجب می کنم. همه ی تلاش آقای احمدی‌نژاد جلوگیری از دخالت حکومت در حریم خصوصی افراد است. ما می خواهیم نیروی انتظامی به هیچ عنوان به نوع پوشش و نحوه ی تعامل دخترها و پسرها کار نداشته باشد. اصلا مشکل جوانان امروز ما این چیزها نیست. زندگی مردم به دلایل مختلف تحت فشار است. آقای احمدی نژاد می خواهد همه شاد باشند. ما فکر می کنیم مردم از ته دل نمی‌خندند. می خواهیم باطنی مسرور باشند.
در مورد موسیقی چه نظری دارید؟- متاسفانه در این چند سال به خاطر کج سلیقگی‌هایی که شد موسیقیدانان جوان و با استعداد ما زیر فشار بودند. وزارت ارشاد به سختی مجوز می‌داد. حتی صدا و سیما ابزار موسیقی را نشان نمی‌داد. کجای دنیا این چنین با موسیقی رفتار می شود؟ ما باید موسیقی‌مان را به دنیا صادر کنیم. درآمد ما از موسیقی می‌تواند چندین برابر نفت باشد. موسیقی پاپ یا حتی راک ما جای پیشرفت زیادی دارد. باید فضا را آن قدر آزاد کنیم که همه اجازه ی کار داشته باشند.
حتی خوانندگان لس آنجلسی؟- بله. حتی آن طرف آبی‌ها. از نظر آقای دکتر هیچ محدودیتی برای ایرانیان خارج کشور نباید بگذاریم. نه تنها در عرصه ی موسیقی که در هیچ عرصه ی دیگر. در عرصه ی هنر به استادانی چون ایرج قادری یا سعید راد جفا شده است. اگر صدای من را می شنوند من از همه ی آنها عذر می‌خواهم. همه ی تلاش آقای دکتر در این راستاست که همه ی کدورت ها برطرف شود. ایرانی به صرف ایرانی بودنش قابل احترام است. ولو این که افکاری متضاد با منافع جمهوری اسلامی داشته باشد. ما دست همه ی آن طرف آبی ها را هم می فشاریم. حتی زنان. حضرت امام با تک خوانی زن ها مخالف نبودند. باید برای آن ها هم فضا مهیا کنیم. ما باید در همه ی شهرهای بالای بیست هزار نفر یک سالن چند منظوره ی ارکستر و تئاتر و سینما احداث کنیم. جشنواره ی فیلم و موسیقی فجر٬ که من سنگ بنایش را گذاشتم ٬در تمام کشور باید قابلیت برگزاری داشته باشد.
پرسیده اند مثلا شادمهر عقیلی می‌تواند به ایران برگردد؟- چرا که نه. شادمهر یادش هست که وقتی برای آلبوم دهاتی مجوزش گیر کرده بود من وساطت کردم و کارش حل شد. نه فقط شادمهر که کاست اسدالله ملک هم با تلاش پیگیر من از ممیزی ارشاد گذشت. هنرمندان من را خوب می شناسند. همه ی تلاش این چند ساله‌ام برای بازگرداندن آنهایی بوده که از بعضی رفتارها دلگیر بوده‌اند یا احساس می کردند دیگر جای ماندن نیست.
بینندگان مدام فکس و ایمیل می زنند. آن قدر زیاد هست که نمی‌دانم کدامش را بپرسم. آقای کلهر! نظرتان را در مورد شیرین عبادی پرسیده‌اند.- شیرین عبادی احترام فوق العاده زیادی نزد همه ی ایرانیان دارد. ما به چنین انسان فرهیخته ای افتخار می کنیم. من شخصا خانم عبادی را به خاطر ایستادگی بر مواضعشان ستایش می کنم.
در مورد مد پرسیده‌اند.- از اتفاق من در موردش خیلی صحبت دارم. ببینید دختران ما از خوش سلیقه ترین دختران دنیا هستند. این هم به فرهنگ چند هزارساله ی ما بر می گردد. حرف ما این است که چرا بر فرض یک دختر گیلکی با آن لباس محلی بسیار زیبایش نتواند آزادانه در خیابان راه برود و همه اش مراقب باشد که پلیس و بقیه ی سازمان ها جلویش را بگیرند؟ ما می توانیم این لباس های محلی شیک را به عنوان لباس اصیل ایرانی به دنیا عرضه کنیم. حتی در Fashion ها با همین لباس شرکت کنیم.
یعنی دختران ما هم همین لباس ها را باید بپوشند؟- ابدا. هیچ بایدی در کار نیست. همان ابتدا گفتم باز هم می گویم که حاکمیت حق دخالت در حریم خصوصی افراد را ندارد. دختران در انتخاب نوع پوشش آزادند. من می گویم از قابلیت‌هایی که هنر ایرانی دارد می توانیم سود ببریم. مگر می شود گفت لباس زن کرد یا گیلک حجاب نیست؟ مگر می شود گفت این ها خلاف شرع است؟ ما به دنیا عرضه شان می کنیم. به نظر دکتر احمدی نژاد وقتش رسیده که از این تنگ نظری ها دست برداریم.
باور کنید آقای کلهر انبوه ایمیل‌ها و سوالات و پیشنهادات فراوان تمامی ندارد. خانم الناز از تهران نوشته‌اند که با حرف‌های امشب مشاور آقای احمدی نژاد ٬سر آسوده بر بالش می گذارند. خانم المیرا هم نوشته‌اند که حرف های آقای کلهر هیجان زده شان کرده است. علی از شیراز پرسیده نظرتان در مورد ماهواره چیست؟- رویکرد ما برداشتن سانسور و فشار است. همه آزادند که ماهواره داشته باشند. اگر کسی بخواهد به زور مانع چیزی شود خب معلوم است که مردم لجبازی می کنند. ما مطمئنیم که وجدان آگاه مردم جلوی خیلی از مسائلی که امروز از آنها تعبیر به "نگرانی" می شود را خواهد گرفت. ماهواره جزء لاینفک زندگی بسیاری از مردم ماست. هیچ کس هم حق دخالت در این حریم خصوصی را ندارد.
در مورد صنعت توریسم و میراث فرهنگی چه رویکردی دارید؟- ایران به عنوان کشوری با پیشینه ی تاریخی جایگاهی در بین کشورهای جذب کننده ی توریست ندارد که این جای تاسف است. خیابان شانزه لیزه ی پاریس را ببینید. روزانه ده هزار گردشگر دارد. آن جا در ویرجینز٬ که از اتفاق با مدیرش رابطه ی دوستانه ی خوبی هم دارم٬ از کشور ایران آن طور که باید و شاید تعریف نشده. خیلی از مراکز توریستی دنیا نمی دانند جاذبه های توریستی ایران چیست. به شما قول می دهم که تلاش پیگیر ما برای جذب اعتماد خارجی‌ها باشد. توریست باید به صنعت درآمدساز اول ایران تبدیل شود. بعضی ها از تهاجم فرهنگی می‌ترسند. اما اگر ما به فرهنگ غنی خودمان می‌بالیم نباید از این چیزها واهمه ای داشته باشیم. می توانیم تبادل فرهنگی کنیم. چرا آنها از فرهنگ ما تاثیر نپذیرند؟
و به عنوان آخرین سوال. در مورد آزادی بیان و مطبوعات می خواستم بدانم.- (کلهر می خندد.) اصلا مگر می شود حرف از جامعه ای فرهیخته زد و آزادی بیان نداشت؟ آزادی بیان کف مطالبات فرهیختگان است. ابولعلای معیری جلوی امام صادق می نشست و خدا را با برهانش رد می کرد. بعضا به امام بد و بیراه هم می گفت. امام فقط گوش می داد و در آخر با برهان و منطق جواب ابولعلی را می داد. ما در اسلام تا این حد آزادی بیان داشته ایم. حالا انتظار دارید بعد از هزار و چهار صد سال این نعمت خدادای را سلب کنیم؟ همه آزادند به نقد. اصلا دکتر احمدی نژاد منتظر نقد عملکردش از سوی نخبگان است. من جدا تعجب می کنم در جامعه بعضی شایعات پشت دکتر است که ایشان با نخبگان سر نزاع دارند. این اصلا با واقعیت سازگار نیست.
و در مورد آزادی مطبوعات چه طور؟- من قول می‌دهم که در زمان ریاست جمهوری آقای دکتر شاهد آن بگیر و ببندهای سابق نباشیم.
آقای کلهر همه ی حرف هایتان را ضبط کرده‌ایم ها!- ایرادی ندارد. من به حرفی که به شما می زنم ایمان دارم. این ها تنها مواضع من نیست. مواضع دکتر احمدی نژاد هم هست. مطبوعات باید آزاد باشند. اهل قلم باید آزاد باشند. تنها آفت آزادی بیان و قلم و مطبوعات٬ دروغ است. و الا نقد از همه ی ارکان کشور آزاد است و نه تنها در دین اسلام زشت شمرده نشده بلکه در جای جای احادیث ما هم بر آن صحه گذاشته اند. فقط آدم های مستکبر هستند که از نقد خوششان نمی آید.
خانم سارا از وین اتریش تماس گرفتند که باور کنیم حرف های مشاور آقای احمدی‌نژاد حرف های دولت آتی هم هست؟- چرا باور نکنید. من مشاور فرهنگی آقای احمدی‌نژاد هستم. متاسفانه آن شب در شبکه ی دو خیلی از این حرف هایی که الآن زدم به خاطر نوع سوالات مجری برنامه نتوانستم بگویم. موضع دولت آتی مواردی است که به طور مفصل در موردشان صحبت شد. یک دنیا ممنونم که وقتتان را در اختیار شبکه ی مهاجر قرار دادید. می دانم که بییندگان سراسر دنیا از بسیاری از حرف های شما متعجب شده اند. آرزوی پیروزی و بهروزی برای شما و آقای دکتر احمدی نژاد دارم. - من هم متشکرم. امیدوارم تاریخ بر حرف‌هایم صحه بگذارد.
استفاده‌ی غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ی کریتیو لایسنس و به‌طور مشروط آزاد است
.

چهارشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۸۴



تمرکز روي مشکل يا تمرکز روي راه‌حل
هنگامي‌که ناسا برنامه‌ي فرستادن فضانوردان به فضا را آغازکرد، با مشکل کوچکي روبرو شد. آنها دريافتند که خودکارهاي موجود در فضاي بدون‌جاذبه کارنمي‌کنند. (جوهرخودکار به سمت پايين جريان نمي‌يابد و روي سطح کاغذ نمي‌ريزد.) براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون را انتخاب‌کردنند. تحقيقات بيش‌از يک‌دهه طول‌کشيد، 12ميليون دلار صرف‌شد و درنهايت آنها خودکاري طراحي‌کردنند که در محيط بدون جاذبه مي‌نوشت، زيرآب کارمي‌کرد، روي هرسطحي حتي کريستال مي‌نوشت و از دماي زيرصفر تا 300 درجه‌ی سانتيگراد کارمي‌کرد
.
.. .روس‌ها راه‌حل ساده‌تري داشتند: آنها از مداد استفاده‌کردند

سه‌شنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۴




گاری
آنتوان چخوف داستان کوتاهی دارد، مثل همه‌ی داستانهای او اندیشه برانگیز و به یاد ماندنی
یک گاریچی بود که هر وقت وارد شهر می‌شد، ماموران و گزمه‌هایی که رفت و آمد انسانها و کالاها را کنترل می‌کردند با دقت آدمها و کالاهایی را که در گاری بود بررسی می‌کردند و آخر سر به گاریچی می‌گفتند که می‌تواند برود چون هیچ چیز مشکوک یا تقلبی در گاری نبود، گاریچی هم خوش و خندان راهش را ادامه می‌داد و می‌رفت. زیر لب زمزمه می‌کرد و با خود می‌گفت: چه خوب این مسئولان و ناظران که نگهبان دروازه‌اند، هیجگاه به ذهنشان نمی‌رسد که "گاری دزدی است"؛ مدام توی گاری را تفتیش می‌کنند

یکشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۴



احمدي‌نژاد، ششمين رئيس‌جمهور ايران شد. او، مرداد امسال، نهمين كابينه جمهوري اسلامي را تشكيل مي‌دهد و تا چهار سال آينده، به نام ملت ايران، سخن خواهد گفت.احمدي‌نژاد در شرايطي «برنده مطلق» ميدان شد كه تا يك ماه پيش، تحليل‌ها و نظرسنجي‌ها، رتبه‌اي بهتر از چهارم را براي او پيش‌بيني نمي‌كرد و حتي در طيف اصولگرايان، فشار زيادي بر او وارد مي‌شد تا به نفع كانديداي مقبول اين جريان كنار رود تا با «اجماع» حاصل، از شكست اصولگرايان جلوگيري شود.با همه اين اوصاف، احمدي‌نژاد با گفتمان ساده و مردمي خويش كه به ويژه در برنامه‌هاي تلويزيوني‌اش بسيار هويدا بود، با سرعتي غيرقابل پيش‌بيني جلو آمد و همه رقيبان اصولگرا، اصلاح‌طلب و حتي شخصي چون هاشمي را پشت سر گذاشت تا «آقاي شهردار» تبديل به «آقاي رئيس‌جمهور» شود.هرچند در تحليل علل پيروزي احمدي‌نژاد و شكست هاشمي، مي‌توان زواياي مختلفي را مورد مداقه قرار داد، لكن از يك منظر مي‌توان، پيروزي او را حاصل شكاف‌هاي سه‌گانه‌اي دانست كه به اختصار به آنها پرداخته مي‌شود:1ـ شكاف بين مردم و حاكميتطي سال‌هاي گذشته و به ويژه در 10 الي 15 سال اخير، فاصله گرفتن مسئولان از مردم، به ايجاد شكافي جدي بين مردم و حاكميت تبديل شده است. نكته اساسي و ظريف در اين ميان، آن است كه اين شكاف، هرچند «شكاف مردم و حاكميت» ناميده مي‌شود، ولي واقعيت آن است كه نارضايتي مردم بيشتر بر عملكردها و رويكردهاي مسئولان و مديران ارشد نظام متمركز است تا اصل نظامي كه مردم براي برپايي و حفظ آن، خون‌ها داده‌اند و خون دل‌ها خورده‌اند.با اين حال، آنچه مسلم است، اين‌كه مردم به طور جدي با بخش اعظم عملكردها و مديران كشور مخالف‌اند و به انحاي گوناگون، درصددند كه تغييرات اساسي در رويكردها و تركيب مديريتي كنوني بدهند.از اين رو، مي‌توان مردم را منتقد جدي «وضع موجود» به شمار آورد و به اين ترتيب، «هاشمي» را نمادي از وضع موجود دانست. او 9 سال رياست قوه مقننه، 8 سال رياست‌ قوه مجريه و 8 سال رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را بر عهده داشت و از اين رو، در ديدگاه اكثر رأي‌دهندگان، او از مسئولان تراز اول «وضع موجود» به شمار مي‌رود.در مقابل، احمدي‌نژاد كه تاكنون، سمتي مهم‌تر از شهرداري تهران نداشته است و در اين پست نيز عملكردي قابل قبول و رويكردي از غير جنس رويكردهاي حاكم داشت، با شعارها و پيشينه مردمي خود، به عنوان مخالف وضع موجود مطرح شد و توانست نماد «نه بزرگ» به «وضع موجود» باشد و آراي ميليون‌ها منتقد ايراني را به صندوق خويش جلب كند. از اين رو، مي‌توان حادثه سوم تير را يك انقلاب رنگي، از جنس ايراني دانست كه در آن، مردم، به فردي از درون نظام رأي دادند تا علامت منفي معناداري را در مقابل ديدگان بسياري از مسئولان و كارنامه‌هاي آنان بگذارند.نكته قابل توجه اينجاست كه جامعه و نظام پيچيده سياسي ايران، به گونه‌اي است كه مردم، ترجيح مي‌دهند در رويكردهاي انتقادي خود، به كساني روي بياورند كه با ريشه‌ها و اصالت‌هاي نظام، نسبتي نزديك دارند و از اين روست كه آنان، هرگز به سمت اپوزيسيون‌هاي خارج نظام و خطوط تحريمگر و... متمايل نشده‌اند.«اعتراض به وضع موجود» پيشتر، در 2 خرداد 76، در قالب رأي مردم به خاتمي، متجلي شده بود و جالب اينجاست كه اين بار، حتي ياران نزديك خاتمي نيز با «نه» مردم روبه‌رو شده‌اند.لذا، مي‌توان سوم تير 84 را با دوم خرداد 76 قابل مقايسه دانست و به احمدي‌نژاد هشدار داد كه اگر عملكردي مردمي و قابل قبول نداشته باشد، او نيز نزد مردم به كلكسيون «منفي» خواهد رفت.2ـ شكاف مردم و نخبگاناگر نخبگان، اعم از روشنفكران، سياست‌ورزان، تحليلگران، روزنامه‌نگاران و... تاكنون بر اين باور بودند كه به طور جدي، در زمره گروه‌هاي مرجع قرار دارند و مردم با اشاره آنان به اين سو و آن‌سو روانه مي‌شوند، از بامداد چهارم تير، بايد اين توهم باطل را به كناري گذارند و يك خانه‌تكاني اساسي در نوع نگاهشان به جامعه داشته باشند.واقعيت آن است كه گروه نخبگان جامعه ايران، به شدت دچار وهم و خودبزرگ‌بيني است و بسياري از اعضاي آن، به جد، بر اين باورند كه مردم، اختيار تصميم‌گيري خود را به آنان داده و حتي به آنان اجازه داده‌اند، به جاي مردم، بينديشند و به نمايندگي از آنان حرف بزنند!اما واقعيت، چيز ديگري است. جامعه نخبگان ايراني، به دردي مشابه درد بيشتر مسئولان كشور مبتلايند.بسياري از آنان در فضايي جداي از محيط زندگي مردم، تنفس مي‌كنند، در خلوت خويش، سخن مي‌گويند و قلم مي‌فرسايند و از موضعي برتر، خويشتن را برتر از مردم مي‌دانند.بنابراين،‌ خروجي‌هاي آنان كه در قالب مقاله، سخنراني، كتاب و برخي آثار هنري به مردم عرضه مي‌شود، سنخيت چنداني با واقعيت‌هاي جامعه ندارد و طبيعي است، مردم با كساني كه افكار و اعمالي غيرمنطبق با اكثريت جامعه دارند، احساس بيگانگي كنند و اين احساس بيگانگي، در مواقعي كه مي‌بينند، نخبگان جامعه به نام آنان، سخن غير مي‌گويند، تبديل به شكاف و حتي بدبيني مي‌شود.در انتخابات اخير، به ويژه در دور دوم، اجماع بي‌نظير نخبگان، حول محور هاشمي شكل گرفت و در آن بخش بزرگي از احزاب سياسي، علما و روحانيون بنام، شخصيت‌هاي هنري، تحليلگران سياسي و اجتماعي و نويسندگان مطرح، از هاشمي حمايت كردند و از مردم نيز خواستند همانند آنان به هاشمي رأي دهند. با اين حال، مردم در روز سوم تير، به تمام معنا و به واضح‌ترين شكل ممكن، اين پيام را به مدعيان نخبگي ابلاغ كردند كه بين آنان و مدعيان مسند نخبگي، شكافي بس عميق وجود دارد و البته اين فاصله طولاني، نتيجه سوءعملكرد نخبگان و غفلت آنان از واقعيت‌هاي جامعه بوده است.مقايسه انتخابات رياست‌جمهوري دوم خرداد با انتخابات اخير، نشان مي‌دهد كه به نسبت هشت سال پيش ـ كه نخبگان و مردم در صف واحد حمايت از خاتمي بودند ـ فاصله مردم و نخبگان تشديد شده و به نگران‌كننده‌ترين وضع موجود رسيد.3ـ شكاف فقر و غنياحمدي‌نژاد را بي‌هيچ‌ترديد، بايد نماد ساده‌زيستي و مردمي بودن دانست. او نه همچون بسياري از مسئولان در خانه‌هاي آنچناني زندگي مي‌كند و نه مانند آنان، تعطيلاتش را در ويلاهاي داخل و خارج از كشور مي‌گذراند. او، سوار ماشين‌هاي مجلل نيز نمي‌شود و حتي در نوع پوشش، همانند مردم عادي عمل مي‌كند.او طي دو سال گذشته، بيشترين حشر و نشر را با اقشار كم‌درآمد جامعه داشته و در مقابل، هاشمي ـ درست يا غلط ـ نماد نوع خاصي از سرمايه‌داري بوده است.اطرافيان هاشمي، برخلاف نيروهاي پيرامون احمدي‌نژاد، از رهگذر سياست‌هاي توسعه و تعديل، به ثروت‌هاي نجومي دست يافته‌اند و گفتمان اقتصادي خاص خود را دارند.احمدي‌نژاد، هرچند كه اعلام كرده است، موضوعاتي چون سرمايه‌گذاري، خصوصي‌سازي، گردش ثروت در جامعه و... را گريزناپذير براي توسعه همه‌جانبه كشور مي‌داند، ولي به شدت با خرد شدن استخوان‌هاي طبقه متوسط و فقير، زير چرخ‌هاي توسعه، مخالفت كرده است.بنابراين، او در انتخابات جاري، نماينده ميليون‌ها ايراني بود كه احساس مي‌كردند از توسعه و درآمدهاي ميلياردي نفتي، اثر ملموسي بر سر سفره‌هايشان احساس نمي‌كنند.از اين رو، رأي احمدي‌‌نژاد را مي‌توان، محصول شكاف بين فقر و غني نيز دانست و نيز آن را هشداري بزرگ به مسئولان كشور و از جمله رئيس‌جمهور آينده شمرد.وجود اين شكاف، هرچند امروز در قالب رأي به احمدي‌نژاد، خود را نشان داد، ولي واقعيت آن است كه اگر فكري اساسي و البته فوري، به حال شكاف طبقاتي موجود بين طبقات فقير و غني نشود، معلوم نيست اين زخم، در آينده به چه شكلي سر باز كند!احمدي‌نژاد، اينك، نماينده اقشار متوسط و فقير جامعه است و اين اميد را به طور جدي در ميان آنان به وجود آورده است كه در طول رياست‌جمهوري او، مردم بتوانند در كنار نان سفره خويش، خورشي نيز داشته باشند تا به تحقق عدالت اقتصادي، اميدواري بيشتري داشته باشند.
نظرات کاربران :
به اميد روزي كه بتوانيم تحقق اهداف ايشان را ببينيم
بسمه تعالي مقاله شما بسيار عالي و حقيقت بود به اميد خدا اقاي احمدي نژاد در عمل اين موارد را پياده كند
رئيس جمهور را بنايد در اين راه تنها گذاشت وفقط از او انتظار داشت.بلكه همه كساني كه توانايي دارند بايد براي تحقق عدالت اقتصادي به ياري او بيايند.
واگر نتواند ويا نگذارند به شعارهاي خود جامعه عمل بژوشاند آنگاه ديگر هيچ چيزي نمي تواند مردم را نه به مسئولين بلكه به نظام پيوند دهد وما اميدواريم كه اين مرد صالح وصادق به ياري خدا پيروز شود تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد

شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۴


حماسه بلدرچين بسیار شنیدنی است و آموختنی و بسیار به امروز ایران و ما ایرانیان شباهت دارد . بلدرچین شباهت بسیاری به
کبک دارد و صدای( می توانید صدا را گوش کنید ) گونه ی نر آن بسیار شنیدنی . آنان عمدتا در آفریقای شمالی منزل دارند و در زمره گونه های مهاجر محسوب می گردند .به فصل مهاجرت بلدرچین ها در دسته های کوچک و بزرگ و با فاصله ی زمانی اندک به قصد کوچ و هجرت از خواستگاه خود به پرواز در می آیند و در مسیر خود از سرزمینهای هموار و نا هموار و ارتفاعات و ...عبور می کنند تا به دریاها و اقیانوسها برسند . عبور از اقیانوس توامان با مصائب بسیار همراه است .چه بسیار از انان که به توسط شکارچیان آسمان ناچار به ترک دسته می گردند و تک فتاده و طعمه می گردند و چه بسیار که از فرط خستگی سفر را نیمه رها می سازند .اما دسته هایی که باقی می مانندبه چندین و چند بار در طول سفر مجبور به خلق حماسه ای جاودان می شوند . آنان مجبورند که به جهت ادامه کوچ خود را فنا سازند ..دسته های پیشرو بلدرچین می باید ناجی بازماندگان گردند ..آنان در طول پرواز و به هنگام عبور از دریا به روی آب فرود می ایند تا دیگر دسته ها وبلدرچین ها برپشت آنان قرار گیرند تا پس از رفع خستگی بالها،دوباره اوج گیرند و به راه خود ادامه دهند ،آنانی که سکوی زیرین پرتاب و سنگ آسیاب می شوند خود به زیر آب فرو می روند و غرق می شوند تا دیگر دسته ها باز نمانند و این حماسه را بارها و بارها در طول کوچ بسیار تکرار می کنند تا عاقبت دسته های باقی مانده به سرزمین موعود وارد شوند و در مرغزارها وچراگاه های نا هموار فرود آیند اما این پایان کار نیست . بسیاری از کرک گیران که در جستجوی آوای خوش بلدرچین به ماهرخشان رفته اند، به دامشان می اندازند ،اما بلدرچین در دام و قفس آواز نمی خواند پس بدین حیله متوسل می گردند ،اگر روزی به سیستان و بلوچستان رفتید و یا به افغانستان امروز،شاید جماعتی را ببینید که پرنده ای در مشت دارند که شبها به داخل کیسه کوچکی رهایش می کنند که اندکی بزرگتر از مشت آدمیزاد است و این ترتیب را تا دو هفته ادامه می دهند .پس از دو هفته بلدرچین را به قفسی بزرگ می اندازند . بلدرچین که از قفس مشت آدمی رها گشته، قفس آهنین را محیط بزرگتری می پندارد و به خیال آزادی شروع به خواندن می کند ،گرچه پس از مدتی از خواندن باز می ماند چرا که به آن قفس نیز خو می گیرد .......به یقین باور دارم که فروغ...فروغ فرخزاد ،خبر داشت ز حماسه بلدرچین ،اگر نه هرگز نمی سرود ....پرواز را به خاطر بسپار ،پرنده مردنیست ...این بود حماسه بلدرچین .

یکشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۴

GOOD ADVICE FROM BILL GATES:
Better listen to what hehas to say.To anyone with kids of any age, here's some advice.Bill Gates recently gave a speech at a High Schoolabout 11 things they did not and will not learn inschool. He talks about how feel-good, politicallycorrect teachings created a generation of kids with noconcept of reality and how this concept set them upfor failure in the real world. Love him or hate him,he sure hit the nail on the head with this!

Rule1:
Life is not fair - get used to it!

Rule 2:
The world won't care about your self-esteem.The world Will expect you to accomplish somethingBEFORE you feel good about yourself.

Rule 3:
You will NOT make $60,000 a year right out ofhigh school. You won't be a vice-president with a carphone until you earn both.

Rule 4:
If you think your teacher is tough, wait tillyou get a boss.

Rule 5:
Flipping burgers is not beneath your dign!ity. Your Grandparents had a different word for burgerflipping - they called it "opportunity".

Rule 6:
If you mess up, it's not your parents' fault.So don't whine about your mistakes, learn from them.
Rule 7:
Before you were born, your parents weren't asboring as they are now. They got that way from payingyour bills, cleaning your clothes and listening to youtalk about how cool you thought you were. So beforeyou save the rain forest from the parasites of yourparent's generation, try delousing the closet in yourown room.

Rule 8:
Your school may have done away with winnersand losers, but life HAS NOT. In some schools theyhave abolished failing grades and they'll give you asMANY TIMES as you want to get the right answer. Thisdoesn't bear the slightest resemblance to ANYTHING inreal life.
Rule 9:
Life is not divided into semesters. You don'tget summers off and very few employers are interestedin helping you FIND YOURSELF. Do that on yo! ur owntime.

Rule 10:
Television is NOT real life. In real lifepeople actually have to leave the coffee shop and goto jobs.

Rule 11:
Be nice to nerds. Chances are you'll end upworking for one.

شنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۴

ناجي
نميدونم اين آهنگ جديد خواننده محبوب فرمان فتحعليان رو شنيديد يانه. من كه خيلي از صداش خوشم مياد چند خط اول شعر كه معني عميقي هم داره به قراره زيره
بيا اي ناجي قلبم بي تو قلب من شكسته
اين همون دل شكسته است كه به انتظار نشسته
اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنهاترينم
باتو مثل يك ستاره بي تو من خاك زمينم
بي تو من تنهاترينم
عاشقم عاشق ترينم بگو كه اينو ميدونم
حالا كز عشقت ديوونم بگو كه با تو ميمونم
اي تو تنها خوب دنيا...بي تو
واقعا قشنگه

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۴


پندهايي از گابريل گارسيا ماركز

دوستت دارم، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا كردم.

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.

اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي كه ناراحت هستي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي اما براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

شايد خدا خواسته است ك ابتدا بسياري افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شكر گذار باشي.

به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه كه بعد از آن مي آيد لبخند بزن.

هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن فقط مواظب باش به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني
.