شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۴



سازندگان شبهای برره پاسخ می دهند

این روزها مطالب مختلفی در مطبوعات و درباره طنز تلویزیونی «شب های برره »به چاپ رسیده که در بعضی از این مطالب انتقاداتی از این برنامه شده است.عدهای از بینندگان شریف سیما نیز طی تتماس های تلفنی با روابط عمومی سازمان صداو سیما و شبکه سوم نظرات خود را درباره این برنامه اعلام کرده اند.
بررسی مجموعه نظراتی که درباره این برنامه ابراز شده نشان می دهد که منتقدان این مجموعه دو دسته اند . عدهای دلسوزانه و از روی حسن نیت و به قصد اصلا حو خیر خواهانه نسبت به وجود برخی کاستی ها و ضعف ها و احیاناً بد آموزی های این برنامه ابراز نگرانی کرده اند و عده ای دیگر به نظر می رسد که حدود انصاف را در نوریده در مسیر تخریب رسانه سیما و دست اندرکاران این برنامه گام برداشته اند ونقادی های آنها متاسفانه علمی و کارشناسانه نمی باشد اما روی سخن ما با جماعت اول است و برای رفع نگرانی ایشان باید به نکاتی اشاره کنیم که به عنوان اشکالات برنامه انعکاس یافته است البته شاید با کمی دقت بیشتر در برنام های پخش شده از این مجموعه دغدغه خاطری برای آنها باقی نمی ماند.
اولاً بیان تمثیلی که در این مجموعه بکار رفته تا حدی در این که بیننده به بعضی از ظرائف و نکات مورد نظر گروه سازنده 0(اقلا در قسمت هایی که تا کنون پخش شده ) پی نبرد بی تاثیر نبوده است که امیدواریم در ادامه مجموعه بتوان این نقیصه را جبران کرد .
ثانیا ًاگر میخواستیم با نگاهی ایجابی رفتار صحیح انسانی و اجتماعی را تبلیغ و ترویج کنیم و به عبارتی بیننده را نصیحت کنیم قطعاً به دام شعارزدگی می افتادیم و با تبلیغ مستقیم که مطبوع طبع بیننده هوشیار و فهیم طنز تلویزیونی نیست، از مقصود خود باز می مانیم.
پس بر آن شدیم تا با رویکردی سلبی به هجو عادات و اخلاق ناپسند فردی و اجتماعی و نقد روابط سوء و ناهنجاری های جامعه بپردازیم تا از این راه رسالت خود را در تولید محصولی پیام دار و متناسب با اهداف رسانه ملی انجام دهیم . اگرچه هنوز در ابتدای راه هستیم و قسمتهایی از برنامه که تا کنون تولید و پخش شدهاند حدود یک پنجم کل مجموعه را شامل می شوند ، اما به پشتوانه نفکر و تحقیق و بحث های کارشناسانه و حمایت ها و هدایت های مادی و معنوی سازمان صدا وسیما و مدیران شبکه و به اتکای همکاری و همراهی گروهی منسجم و کارآزموده توانسته ایم حجم قابل توجهی از مفاهیم ارزشمند و آموزه های اخلاقی مورد نیاز جامعه را در این مجموعه مطرح کنیم که در ذیل فهرست وار به آنها اشاره می کنیم:
· تقبیح چاپلوسی و تملق گویی که متاسفانه در جامعه ما رواج یافته است از طریق خلق شخصیت « جان نثار » که جز پاچه خواری هنر دیگری ندارد و موجب بیزاری بیننده از این عادت زشت می شود .
· تقبیح غیبت و بد گویی که متاسفانه نقل بعضی از مجالس و محافل ما شده و از طریق تشبیه آن به مراسم « نخودچی خوران » کوشیده ایم تا تنفر بیننده را نسبت به این گناه و عمل ناپسند برانگیزیم .
· نهی از دورویی و دوگانگی در رفتار و در روابط اجتماعی که استفاده از «افعال معکوس» تمثیل این معنا است.
· نفی سود جویی و منفعت طلبی و کسب درآمدهای حرام و نا مشروع که انگیزهت عمل به ارتشاء و اختلاس است و اشاره به زشتی این معنا که « همه چیز قابل معامله با پول است » .
· تاکید بر لزوم کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط و دست و پاگیری که هیچ تناسبی با موازین شرعی سنتهای اسلامی ندارد از جمله سختگیریهای بی مورد در ازدواج.
· نفی برخی باورهای غلط مثل بسته شدن دختر عمو و پسر عمو در آسمان که متاسفانه در برخی از مناطق کشور رواج دارد.
· طرح مشکلات ناشی از ازدواج تحمیلی به عنوان یک رفتار غیر اسلامی .
· ذم تحمل ناپذیری و پرخاشگری و توسل به زور در تعاملات اجتماعی از طریق دعواهای بی مورد و کسانی که با کوچکترین مخالفتی با یکدیگر دست به یقه می شوند.
ثالثا در انتخاب جغرافیای برره ، دکورها ، لباسها و گویش این مردم نهایت سعی خود را کرده ایم که به هیچ یک از مناطق ایران شبیه نباشد تا مبادا شائبه توهین به قوم خاص، زبان و لهجه خاص ، یا بخشی از سرزمین پهناور ایران را به وجود بیاورد. حتی دقت کرده ایم تا بحث شهری و روستایی مطرح نشود و این که در بعضی از انتقادات به تمسخر روستاییان متهم شده ایم و در برخی دیگر به توهین شهریها نشان می دهد که واقعا قصد تحقیر و توهین به هیچ یک از این اقشار را نداشته ایم و به مقصود و منظور خود از ایجاد ناکجاآبادی انتزاعی نزدیک شده ایم . البته در این میان به موفقیت دیگری نیز نائل آمده ایم که همان ایجاد اشمئزاز و تنفر در بیننده نسبت به رفتارهای غلط برره ای هاست که در اعتراض اهالی مناطق مختلفی از کشور به تشابهات اتفاقی ناشی از برخی اسمها دیده می شود.
رابعا از وارد شدن لطمه به زبان فارسی به عنوان یکی از عیب های برنامه سخن به میان آمده است که باید بپرسیم آیا لهجه های مختلفی که در ایران وجود دارند . تا کنون لطمه ای به این زبان زده اند؟ اگر جواب منفی است پس لهجه بازیگران این مجموعه نیز صدمه ای به این زبان وارد نخواهد کرد . ضمن اینکه تاثیر اصطلاحات و تکیه کلامهای مجموعه های طنز تلویزیونی معمولا مقطعی است و به همان سرعتی که در بین بینندگان جا می افتد و شایع می شود به همان سرعت نیز از خاطره ها محو می گردد. اما نکته مهمی که در این باره می توان گفت این است که زبان فارسی به دلیل غنای فرهنگی و غلبه ذاتی خود در طول تاریخ نه تنها تحت تاثیر لهجه ها و حتی زبان های دیگر قرار نگرفته بلکه بر بسیاری از این زبانها تاثیر گذار بوده است. در کشور همسایه مان افغانستان با وجودی که اکثریت با پشتون هاست اما مردم افغان یا فارسی زبانند و یا دو زبانه و حتی پشتونهای این کشور نیز بلدند و این نشان از نفوذ زبان فارسی دارد. در برخی از ایرادات به این برنامه از هزینه ملیاردی کار سخن رفته است که برای هر گونه سوء تفاهم در این باره باید گفت هزینه ساخت این برنامه دقیقه ای صد و شانزده هزار تومان است که با احتساب نود برنامه چهل دقیقه ای رقم کل هزینه ساخت برنامه نصف آنچه که در مطبوعات آمده هم نمی شود که با توجه به سختی کار و تعدد بازیگران و مخارج سنگین دکور و اجاره مکان فیلم برداری که باغی به مساحت چهل هزار متر است شاید ارزانترین سریالهای تلویزیونی است.
اما ادخال سرور در قلب مومن و ایجاد ابتهاج خاطر و نشاندن تبسم بر لبان بیننده اولین هدفی است که دست اندرکاران این مجموعه دنبال می کنند که اگر هیچ یک از نکاتی که ذکر شد نیز در لین برنامه وجود نداشت همین ایجاد نشاط و شادی و سرور در مخاطب به عنوان دلیل تولید و پخش این مجموعه کفایت می کند.
در خاتمه از خداوند توفیق خدمت در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و ایرانی را طلب می کنیم و از راهنماییهای بینندگان سیما که همواره ما را در بهبود کیفیت برنامه سازی یاری کرده اند استقبال می کنیم.ذ-26/7


والعاقبة للمتقین
سازندگان مجموعه « شبهای برره » - گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما

یکشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۴

Paradox of Our Times
مغايرتهای زمان ما

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر

we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness
متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often
چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم

We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years
زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints
ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم

We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم

We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice
فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less
بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم

We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals
عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships
اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes
فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده

That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion
بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است

Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
در جستجو دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد

Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love
زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است

Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it
از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد

Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days”
عباراتی مانند ”يکی از اين روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه ای را که قصد داشتيم ”يکی از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم

Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life
بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد

Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last
هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد

If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it !
اگر شما آنقدر گرفتاريد که وقت نداريد اين پيغام را برای کسانيکه دوست داريد بفرستيد، و به خودتان مي گوييد که ”يکی از اين روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنيد ... ”يکی از اين روزها“ ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بفرستيد!

سه‌شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۴


اعتراض برخي از اعضاي ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد به قوم وخويش سالاري
«باجناق آقاي زريبافان، برادرزاده باجناق ،داماد ،داماد باجناق ديگر ،شوهر عمه داماد ، پسر عمه پدر داماد زريبافان و...

خبرگزاري انتخاب : اعتراض به انتصابات اخير هر روز ابعاد وسيع تري مي يابد . اينك خبر مي رسد برخي از اعضاي ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد به قوم وخويش سالاري اعتراض كرده اند : مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان ) 2. سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)3.عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )...

۱۵ آبان ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۴۲ , ۱۸ خبرگزاري انتخاب
به دعوت دكتر محمود احمدي نژاد، اعضاي فعال، مركزي و استانهاي ستاد انتخاباتي وي، 8 آبان (25 رمضان) در مسجد سلمان فارسي گردهم آمده بودند تا هم انديشي داشته باشند كه با اعتراضات مختلف احمدي نژاد مواجه شد.به گزارش "عارف نيوز" پايان اين جلسه نامه اي با امضاي برخي از فعالين ستادي احمدي نژاد در دوران انتخابات، به وي ارايه شد وليكن به دليل عدم واكنش بعدي احمدي نژاد، برخي مدعي شده اند كه اين نامه توسط احمدي نژاد خوانده نشده است. چرا كه براساس برنامه دفتر رييس جمهور، تمامي نامه ها پيش از ملاحظه احمدي نژاد، توسط مسعود زريبافان و مجتبي هاشمي ثمره، خوانده شده و سپس تعدادي از آن پاسخ داده شده، تعدادي به بايگاني، تعدادي به خردكن و تعدادي هم جهت ملاحظه رييس جمهور، در كارتابل وي قرار مي گيرد. كه نامه مذكور احتمالاً به خردكن سپرده شده است. بسمه تعاليجناب آقاي احمدي نژاد رييس جمهور ايران اسلامي باسلامضمن آرزوي قبولي طاعات و آرزوي موفقيت مواردي را خواستيم يادآوري كنيم به عنوان دلسوزان شما:مردم ايران بسيار باهوش و فوق العاده صبورند، و با هيچ كس عقد اخوت نبسته اند و به موقع جواب خود را مي دهند و لذا نبايد سكوت مردم را به معناي حمايت گرفت اين تذكر جدي است خواهشمند است دنبال كنيد. الف ـ فاميل سالاري و تبارگراييمهندس زريبافان ( دبير هيات دولت و عضو شوراي شهر )مگر خبر ندارند بزرگان نظام مخالف حضور شوراي شهر در دولت هستند. مردم كاري ندارند كه شوراي شهر شغل است يا نه، مردم مي گويند اينها دو تا شغل دارند و بچه هاي ما بيكارند.مهندس زريبافان:1. مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان ) حرف و حديث ها در مورد ايشان بسيار زياد است از نظر زندگي و مشاوريني كه دارد مانند دكتر گودرزي2. سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)3. عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )4. ناظمي اردكاني : وزير تعاون ( شوهر عمه داماد زريبافان )5. دانش جعفري : وزير اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زريبافان )6. نوحي نژاد : دنبال گرفتن صندوق بازنشستگي، در شهرداري هم منطقه 2 مسئولين گرفته (داماد باجناق ديگر زريبافان )مهندس هاشمي ثمره 1. مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو ( برادر هاشمي ثمره )2. خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور ( همسر برادر هاشمي ثمره )3. عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع ( برادر هاشمي ثمره )4. آقاي موسي پور : معاون پارلماني وزير كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )5. علي جنتي : معاون سياسي وزير كشور ( پسر آيت الله جنتي ) ( دو دوره براي آقاي هاشمي كار مي كردند )آقاي دكتر :ب ـ آقاي زريبافان نمي گذارد دولت سخنگو انتخاب كند . ج ـ نقش ثمره هاشمي در دولت احمدي نژاد همان نقش ابطحي است در دولت خاتمي و در بين اطرافيان رييس جمهور معروف به ابطحي مؤمن است. د ـ آقاي زريبافان و هاشمي ثمره با هم تقسيم كار كرده اند كه شما را اداره كنند آقاي دكتر آيا اين بود تعهد شما ! آقاي دكتر شما مديون هستيد به شعارهاي خود عمل كنيد.
والعاقبه للمتقين
برخي از فعالين ستاد انتخابات جنابعالي در دوران انتخابات