skip to main |
skip to sidebar
First Female Private Space ExplorerAnousheh Ansari, has been officially named to the Soyuz TMA-9 primary crew. The first
female spaceflight participant will launch from the Baikonur Cosmodrome in Kazakhstan on
September 18, 2006 en route to the International Space Station (ISS) along with the
Expedition 14 crew members: NASA astronaut Michael Lopez-Alegria and Russian
cosmonaut Mikhail Tyurin.
“By reaching this dream I’ve had since childhood, I hope to tangibly demonstrate to young
people all over the world that there is no limit to what they can accomplish,” said Anousheh
Ansari, chairman and co-founder of Prodea Systems,
Click here to view Anousheh’s Blog
شریعتمداری :مفهوم در خط امام و رهبری بودن، پیروی از آنان است
تهران - خبرگزاری حیات
حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان امروز (سهشنبه) در ستون "یادداشت روز" روزنامه کیهان با عنوان " از کدام جایگاه" خطاب به فاطمه رجبی (همسر سخنگوی دولت )تاکید کرده است: با کدام منطق عقلی و شرعی رئیس جمهور منتخب مردم و مورد تایید بالاترین مقام رسمی و دینی نظام را وابسته به آمریکا می دانند؟!
به گزارش خبرگزاری حیات ، حسین شریعتمداری در "یادداشت روز" امروز خود آورده است :
عصر یکی از روزهای- احتمالاً پائیز- اواخر دهه 70 بود که آقای حشمت الله طبرزدی تلفنی با نگارنده تماس گرفت. آن روزها آقای طبرزدی هفته نامه ای با عنوان «پیام دانشجوی بسیجی» را منتشر می کرد که بعدها با اعتراض بسیج به «پیام دانشجو» تغییر نام داده بود. این هفته نامه در مؤسسه کیهان چاپ می شد. آقای طبرزدی گله داشت که مسئول چاپخانه کیهان از چاپ نشریه اش خودداری کرده و گفته است، شما اجازه چاپ نمی دهید و می پرسید آیا صحت دارد؟ پاسخ نگارنده مثبت بود. آقای طبرزدی علت را پرسید. به ایشان گفتم؛ شما در فلان مقاله و فلان گزارش و... نشریه تان به بهانه انتقاد از شخصیت ها و مسئولان نظام، دروغ پردازی کرده و تمامیت نظام و انقلاب را به باد تهمت و افتراء گرفته اید، از جمله مطلب اخیری که علیه رئیس جمهور وقت نوشته اید. با تعجب گفت؛ از شما بعید است چون خود شما بیشترین انتقادها را نسبت به تجمل گرایی و برنامه های اقتصادی دولت- وقت- داشته و دارید. گفتم؛ نقد با دروغ پردازی و تهمت زدن متفاوت است شما، آگاهانه یا ناخودآگاه، خواسته دشمن را زیر تابلوی دوست مطرح می کنید و ما فرصتی برای سوءاستفاده دشمن باقی نمی گذاریم...سخن آن روز ما به درازا کشید، شاید نزدیک به یک ساعت و نتیجه آن که به ایشان گفتم؛ اگر اجازه چاپ نشریه شما در کیهان را بدهم، برای فردای قیامت پاسخی در چنته ندارم... آخرین کلام آقای طبرزدی قریب به این مضمون بود که شما محافظه کار شده اید و برای حفظ جایگاهتان بیشتر از اسلام و انقلاب و مبارزه با آمریکا ارزش قائلید! و آخرین سخن نگارنده به ایشان این که «می ترسم در ادامه این راه به دامان دشمن بروید و در اردوگاه آمریکا خیمه بزنید»...و امروز آقای طبرزدی نه فقط انکار نمی کند که در حلقه انقلاب نیست بلکه افتخار هم می کند که در جمع اپوزیسیون نظام و ابواب جمعی آمریکاست... هرچند دیگر تاریخ مصرفش گذشته است و دشمنان بعد از بهره برداری از وی خیلی راحت او را دور انداخته اند و... اگرچه گفته اند «در مثل مناقشه نیست» و مثل فقط برای تقریب ذهن است بی آن که الزاما، با ممثل یکی باشد، ولی به عنوان یک برادر- تا حدودی تجربه اندوخته- به خود حق می دهم برای خواهر دینی و انقلابی خویش سرکار خانم فاطمه رجبی نگران باشم و با توجه به یادداشت ها و مقاله هایی که این روزها در نقد - که چه عرض کنم- در هجو برخی از مسئولان بلندپایه اسبق و سابق ولاحق نظام می نویسد خطاب به ایشان بگویم؛ خواهر گرامی! بیم آن دارم که اگر خدای سبحان دستت را نگیرد و از راهی که برگزیده ای باز ندارد، سرنوشتی نه چندان خوشایند، نظیر آنچه در صدر این وجیزه به آن اشاره کردم در انتظارت باشد.خانم رجبی اگرچه از سویدای دل می گوید و می نویسد ولی متاسفانه، در بسیاری از نوشته ها- با عرض پوزش- حرمت مسئولان و نظام را پاس نمی دارد، «شعار» را به جای استدلال می نشاند، بین «صفر» و «صد» نقطه دیگری نمی شناسد و از این روی به اغراق روی می آورد و یا «همه» را «هیچ» می انگارد!خانم رجبی در نوشته های اخیر خود ضمن اشاره به نکات سودمندی که متاسفانه در یادداشت های ایشان کمیاب است، تهمت های ناروایی به مسئولان بلندپایه سابق و لاحق نظام اسلامی روا داشته اند که در این نوشته مختصر مجال پرداختن به همه آنها نیست، بنابراین آخرین نمونه را به عنوان اندکی از بسیارها می آوریم.خانم رجبی در نوشته ای مفصل از سفر آقای خاتمی به آمریکا انتقاد کرده و وظیفه هریک از مراکز نظام را در برخورد با ایشان گوشزد فرموده اند! و از جمله خواستار خلع لباس آقای خاتمی شده اند! که باید گفت؛ آقای خاتمی دو دوره متوالی رئیس جمهور کشور بوده است آنهم با آراء بالا و کم نظیر و از سوی دیگر، ظاهرا خانم رجبی می دانند که دوره های مختلف ریاست جمهوری، حلقه های بهم پیوسته نظام است و نظام حاصل جمع آنهاست - صرفنظر از مورد استثنایی بنی صدر که از سوی همین نظام عزل شد- بنابراین ایشان با کدام منطق عقلی و شرعی رئیس جمهور منتخب مردم و مورد تایید بالاترین مقام رسمی و دینی نظام را وابسته به آمریکا می دانند؟! و از موضعی نه فقط فراتر از همه مردم و تمامیت نظام بلکه در جایگاهی برتر از رهبری نشسته و دستور خلع لباس آقای خاتمی را صادر می فرمایند؟!آیا ایشان عقل سیاسی، شعور دینی و بینش اسلامی خود را برتر از همه می دانند؟ و آیا بر این باورند که تمامیت مردم و مراجع و رهبری و... از درک آنچه ایشان درک فرموده اند عاجزند؟! و یا معتقدند آنان نیز مانند ایشان فکر می کنند اما به اندازه خانم رجبی جرأت بیان و شجاعت عمل به وظیفه دینی و سیاسی خود را ندارند؟!... سرکار خانم رجبی برای این سؤال چه پاسخی دارند، جز آن که خود را سرور نظام، عقل کل ایران اسلامی و یگانه پیشوای دینی و سیاسی امت مسلمان تلقی بفرمایند؟!...امیدوارم خواهرم خانم رجبی از سخن نگارنده آزرده خاطر نشوند ولی چاره ای جز گفتن نیست که در گذشته ای نه چندان دور- با عرض پوزش- نوشته ها و اظهارات ایشان جایگاه و اهمیت چندانی نداشت و البته امروز هم. و تنها تفاوت امروز و دیروز آن است که امروز خانم رجبی همسر برادر فرهیخته جناب آقای دکتر الهام هستند، سخنگوی رسمی دولت. خانم رجبی در برابر اعتراض ها می فرمایند «من با مسئولیت خود می نویسم»! و توجه ندارند که اگر همسر ایشان سخنگوی دولت نبود، اظهارات و نوشته های ایشان اهمیتی برای مطرح شدن نداشت. با این حساب، آیا سرکار خانم رجبی تردیدی دارند که از «رانت سیاسی» استفاده می کنند؟! آن هم با شرحی که گذشت؟!... ما هم در کیهان به آقای خاتمی انتقاداتی داشته ایم و به آن پرداخته ایم و به سفر اخیر ایشان نیز، اما... حرمت ایشان را به نفع دشمنان اسلام و نظام نشکسته ایم و حتی هنگامی که برخی از گروه های به ظاهر طرفدار آقای خاتمی، علیه ایشان به ناحق موضع می گرفتند، کیهان به دفاع از وی پرداخته بود. تشبیه ایشان به گورباچف!، اتهام شاه سلطان حسین صفوی به وی و... از جمله این موارد است تا آنجا که وقتی اطلاعیه ای در چند صفحه با ظاهر اسلامی علیه ایشان پخش شد و عکس هایی از آقای خاتمی را در کنار میز شراب نشان می داد، کیهان تنها روزنامه ای بود که به طور مستدل این اتهام را رد کرد و در همان حال دوستان به ظاهر سینه چاک آقای خاتمی ساکت بودند...کاش خانم رجبی برای چند ساعت از برج عاج فرود می آمدند و تنها با یک نگاه گذرا به وضوح می دیدند که دشمنان ایران اسلامی و جریانات مخالف نظام و دولت اصولگرا، چگونه نوشته های ایشان را بر صدر می نشانند! و قدر می دانند! و از خوشحالی قند در دلهاشان آب می کنند! و صد البته، نه به خاطر جایگاه خانم رجبی و اهمیت نوشته ها و اظهارات ایشان، بلکه تنها به این دلیل که خانم رجبی همسر سخنگوی دولت است و هرچه برادر عزیز و فرهیخته جناب دکتر الهام می کوشد این وابستگی را بی ارتباط با نوشته های خانم رجبی بداند، کسی زیر بار نمی رود، چرا...؟ برای آن که اگر انتساب ایشان به سخنگوی دولت از نوشته های خانم رجبی حذف شود، دیگر نوشته های وی برای مطرح کردن و سوءاستفاده اهمیتی ندارد...امید است، خانم رجبی خود را - خدای نخواسته- برتر از همه نظام ندانند که البته در تئوری نمی دانند اما عملکرد ایشان جز این تفسیری ندارد! سخنی هم با دولت محترم در میان است که اگر اظهارات و نوشته های کسانی را با مشی خود همخوان نمی دانند و در همان حال، این اظهارات با تابلوی حمایت از دولت و یا رئیس جمهور محترم مطرح می شود، بی تفاوت ننشینند و خدای نخواسته به تمجیدهای اغراق آمیز از رئیس جمهور و هجو ناپسند و بیرون از انصاف گذشتگان دل نبندند و اندازه نگهدارند... گفته می شود کتاب اغراق آمیز خانم رجبی با عنوان «احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» از حمایت نهاد محترم ریاست جمهوری برخوردار بوده است که...!و کلام آخر آن که انشاءالله سرکار خانم رجبی از این نوشته آزرده خاطر نشوند- که احتمالا می شوند- و این سخن برادرانه را به گوش دل بسپارند که مفهوم در خط امام و رهبری بودن، پیروی از آنان است و نه از جایگاه رفیع آنها سخن گفتن و امریه صادر کردن، آنهم به ناحق... و در این باره باز هم گفتنی هایی هست که می گذاریم و می گذریم...حسین شریعتمداری
پایان پیام
حمله فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت احمدی نژاد به خاتمی ايران اسلامي و ميهماني كاخ سفيد
حمله همسر سخنگوی دولت احمدی نژاد به خاتمی فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت احمدی نژاد در تازه ترین اظهارات خود با اشاره به سفر اخیر سید محمد خاتمی ریاست جمهوری پیشین به ایالت متحده اعلام نمود که محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكايي ها به ويژه كاخ سياه مي گيرد. متن مقاله فاطمه رجبي تحت عنوان "ايران اسلامي و ميهماني كاخ سفيد "در ادامه می آید 8 سال خون دل خوردیم که توسعه برنامه ای آمریکایی است و در صدد حاکمیت فرهنگ و سیاست و اقتصاد امریکای جنایتکار در ایران است. همچنان که در دیگر نقاط جهان شوم آن را دنبال کرده است. 8 سال دیگر فریاد برآوردیم که اصلاح طلبی برنامه برون مرزی است و اصلاح طلبان وابستگان یا مزدوران فکری و سیاسی آمریکا هستند که جز فروپاشی اساس نظام و اصالت باورهای دینی و فرهنگی را در عرصه سیاست مدنظر ندارند و جز این راه، طریقی را نمی پیمایند، اما ثمره اش از سوی دارندگان حزب و گروه، باند و جناح، پست و مقام یعنی همان مجریان دارنده مسئولیت، ایراد اتهام و برچسب فراوان و گوناگون بود. یا تند رو شدیم یا افراطی، یا خشونت طلب بودیم یا بنیادگرا یا توهم توطئه داشتیم و از محافلی دستور می گرفتیم. به تازگی هم که بی نزاکت و پرخاشگر گردیده ایم.انتظاری از سردمداران مافیای قدرت و ثروت نبوده و نیست، و عناصر ذلیلی هم که از ته مانده غارت و چپاول آنان سفره های خود را رنگین می کنند، مورد توجه نیستند. اما جاهلان یا مقدس نماهای بی شعور یا به فرموده حضرت امام، رفاه طلبان و عافیت جویان بی درد را نباید مبرا کرد که با تجمع برگرد رقیب دکتر احمدی نژاد در معجزه هزاره سوم ـانتخابات نهمـ تصمیم گرفتند تا فاسدان و مفسدان و دزدان بیت المال و جاسوس ها و ابتذال گرایان را برای شب اول قبر خود بسیج کنند که به جای آنها پاسخ گوی نکیر و منکر باشند! این افراد که سران توسعه و اصلاحات را با توجیه منافقانه تنها به دلیل داشتن لباس روحانیت، محترم می دانستند و به همین دلیل آنان را از گام نهادن در مسیرخیانت به دین و کشور و ملت تبرئه می کردند.امروز که خیل برانداز با اندیشه و گفتمان، تئوری و عملی و مجری و مسئول، در رستاخیز الهی مردم، قهرآمیز رانده شده اند و اسلام و انقلاب اسلامی و استقلال کشور و عزت ملت از تندباد امریکایی نجات یافته است، آن عافیت طلبان یا جاهلان به روشنی شاهد باطن پلید حرکت ضد اسلامی و ضد ملی آنان می باشند كه در راهكارها و مراكز و محافل خارج از دولت دنبال مي شود. واقعيت آن است كه رفتن محمد خاتمي به واشنگتن با استقبال كاخ ننگين سفيد در صدور ويزا و مهياسازي شرايط براي سخنراني و دعوت و ميهماني در دانشگاهها حتي در مخيله وابستگان رژيم ننگين پهلوي هم نمي گنجيد. واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكايي ها به ويژه كاخ سياه مي گيرد. اگر چه اين گام هم در كارنامه درخشان انديشه گري وي نمره اي ديگر را اضافه مي كند، اما اگر او همگام با عناصري چون اكبر گنجي، شيرين عبادي و... به حساب آيد نه تنها گردي از عملكردش بر دامن نظام اسلامي و ملت ايران نمي نشيند بلكه بيانگر عظمت بيش از پيش ملتي است كه بالاخره پس از 8 سال و بلكه 16سال عقبه آمريكايي ويرانگري ها را به درستي شناخت و با امداد حضرت ولي عصر (عج) به طرد واخراج آن از عرصه حاكميت راي داد اما:1- بر حوزه هاي علميه، از مرجعيت عظيم الشان تا جامعه محترم مدرسين، به ويژه وارستگان اين تشكل كه قداست روحانيت شيعه را فراتر و بالاتر از همگرايي صنفي و سياسي مي دانند و طيف عظيم بالنده طلاب حقيقي مكتب امام صادق(ع) است كه پيشگام قشرهاي ملت گرديده تكليف اين دارنده لباس روحاني را در اين حركت ضد ملي روشن كنند. آيا روحانيت و مرجعيت شيعه در ستيز با اسلام ستيزان و دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين در عرصه نظر وعمل همواره سربداران عزت و شرف و عظمت اسلام و تشيع نبوده اند و آيا دولت آمريكا وكليساهاي دين سوز وابسته آمريكا، سياسيون و به اصطلاح انديشه گران تدوين كننده برنامه هاي جنايتكارانه كاخ سفيد و كشيش هاي خائن به مسيح (ع) و مسيحيت آن، امروز جنايت بارترين حملات را عليه بشريت به ويژه مسلمانان در سراسر جهان به اجرا نگذارده اند؟ اشغال و جنايت در افغانستان و عراق و فجايع و نسل كشي حزب الله لبنان بر كدام بشر آزاده پوشيده است و كدام انسان در اقصي نقاط جهان آمريكاي جنايتكار را عامل اصلي تئوريك و عملي آن نمي داند؟ آيا حضور و جولان محمد خاتمي در شهرهاي آمريكا و سخنراني هاي او پيرامون اسلام مدرن -اسلام مورد قبول وي- كه اسلام تعيش و تكسب، اسلام اشرافيت، اسلام رفاه طلبي، اسلام عافيت جويي و در يك كلمه اسلام آمريكايي است، عذر بدتر از گناه براي يك دارنده لباس روحانيت شيعه نيست؟2- مجمع تشخيص مصلحت به دليل جايگاه خاص بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشد. اين مجمع و تك تك اعضاي آن كه نسبت به ايجاد مثلث ناميمون در مركز تحقيقات استراتژيك سكوت و بي تفاوتي پيشه كردند، از سوي ملت امروز مورد مواخذه اند، كه چرا محمد خاتمي در حركت ضدملي خود براي ورود به خاك آمريكا با استقبال بي سابقه كاخ ننگين سفيد، به عنوان يك مقام رسمي اعلان مي شود. آيا اين مقام به معناي حضور او در آن مثلث نيست؟ و آيا برنامه اين حركت از سوي آن مثلث مورد قبول واقع نشده است؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت هرگونه پيوند فكري و اعتقادي و سياسي با ملت را قطع كرده كه به گفته روزنامه واشنگتن پست در شديدترين برخورد آمريكا عليه دولت جديد ايران ، خاتمي منادي عشق و محبت نسبت به آمريكا شده است؟3- خانواده هاي عزيز شهداي انقلاب اسلامي، به ويژه شهيدان ماهها، روزها و شب ها و لحظه هاي خونبار سال 56 و 57، و در راس آنان، وارثان آزاده شهداي 17 شهريور، به طور قطع اين هديه زهرآلود خاتمي را در آستانه سالگرد 17 شهريور با خشم و قهر به خود وي و همفكران آمريكائيش باز خواهند گردانيد. آيا محمد خاتمي در استمرار لگدمال كردن اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي و بنيانگذاري هاي فكري و عملي حضرت روح الله (س)، در آستانه هفدهم شهريور با ورود به آمريكا، چه پيامي به ملت ايران ابلاغ مي كند؟ آيا استقبال گرم دولت حيوان صفت بوش جنايتكار از خاتمي در شهريور ماه، نشانه تمسخر خاتمي نسبت به شهدایی نیست که مظلومانه توسط هلی کوپتر های آمریکایی و اسرائیلی به رگبار مستقیم بسته شدند؟ بالاتر آن که اگر جیمی کارتر قصاب اصلی ملت ایران درسال های 56 به بعد، تماس خاتمی برای دیدار را بپذیرد، باید گفت که خانواده های شهدای انقلاب و شهدای 17 شهریور بزرگترین هدیه مسموم را از محمد خاتمی دریافت کرده اند، که البته هدیه ويژه ای نیز هست.4- وفاداران به حضرت روح الله، حزب الله این فرزندان معنوی رسول الله به فرموده حضرت امام، چگونه می توانند با آرامش و تحسین جولان خاتمی را در شهر های امریکا نظاره کنند و سخنوری های تکراریش را در مدح و ستایش اندیشه و تمدن و تجدد غرب به سرکردگی آمریکا در دانشگاه های تئوری پرداز جنایات آمریکا، تمجید نمایند و آن ها را در راستای صلح اسلامی و گفتگوی دینی و ملی تلقی نمایند؟آیا حزب الله چگونه می تواند فریادهای پیامبرگونه حضرت خمینی (ره) را به فراموشی بسپارد که آمریکا دشمن شماره یک بشریت است و آمریکا تروریست بالذات است و کارتر دشمن ملت ایران و منفورترین افراد نزد ملت ایران است، همان گونه که کندی در جنایات خود علیه ایران چنین بود؟ آیا حزب الله همچون اصلاح طلبان آن چنان محو جمال آمریکا و کاخ سفید و جنایات سیاه تمدنی آن شده اند که از خاطر برده اند فریاد رهایی بخش امام را که اگر آمریکا لا اله الا الله هم بگوید ما پذیرای او نیستیم و باور نخواهیم کرد. 5- دانشگاهیان آزاد اندیش از هر گروه و جناح و با هر سلیقه و عقیده باید نسبت به حرکت ضد ملی خاتمی برخورد قهرآمیز داشته باشند، آیا انبوه توهین و تحقیر ملی آمریکاییان نسبت به ایرانی بالنده برای آنان احساس دردی به وجود نیاورده است؟آیا دانشگاههیان که در روزهای گذشته از سوی آدم کشان آمریکایی اجازه ورود علمی به خاک آن کشور و حضور علمی در دانشگاه های آن را نیافتند، نسبت به احترام ویژه و دوستی انحصاری کاخ سفید و دولت جنایتکار بوش برای شخص محمد خاتمی ابراز تنفر و انزجار ندارند؟ آیا خاتمی نماینده دانشگاهیان و دارای جایگاه علمی است؟ آیا نباید دانشگاهیان در این عرصه، با یک حرکت ملی عرق ایرانی بودن خود را به ارزیابی ملی بگذارند؟6- ملت از وزارت خارجه که یک سال گذشته هرگز همپا و همگام با مواضع عزتمند و خردمندانه دکتر احمدی نژاد حرکت نکرده، انتظار دارد تا اگر خبرمنتشره ایسنا درباره ضیافت شام ظریف برای خاتمی صحت دارد، نماینده ایران در سازمان ملل را که هنوز سر در هوای اصلاح طلبی برانداز دارد،چرا که وی منتخب دولت خاتمی است، به دلیل برپایی ضیافت ضد اسلامی و ضد ملی برای خاتمی در نیویورک سریعا عزل کند. تنها در این صورت است که ملت خط میان خیانت و امانت را در مرکز دیپلماسی ترسیم کرده و نسبت به آن اعتماد خواهند داشت زیرا این نماینده سیاسی جشن ورود خاتمی به دیار کاخ سفید را در حالی از جیب ملت برپا کرده که نسبت به عدم صدور ویزا برای وزیر بهداشت که نماینده حقیقی ملت ایران است و دانشگاهیان دانشگاه شریف که فرزندان نخبه ایران اسلامی هستند، هیچ اخمی بر ابرو نيانداخت و قانون مند! از کنار ددمنشی آمریکایی ها علیه ملت خود گذشت.7- از مجلس انتظاری نیست. عملکرد دوبخشی و دوگانه مجلس هفتم با دولت خاتمی و احمدی نژاد برای عموم ملت، اصول و تعهدات آن را آشکار کرده است. مجلس به راه خود برود، رئیس آن به سفرهای استانی برود و به مردم القا کند که مجلس دولت را مکلف می کند که چه بکند و چه نکند؟! ویقیناً ملت راه خود را خواهد رفت.